
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را . هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را.
دوست دارم فهیمه جونم
خودم و خودت
خودم و خودت
ارسال شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 3:24
فراموش کرده ام...
پیراهن کبود پر از عطر خویش را
برداشتم که باز بپوشم شب بهار
دیدم که خاطره های گاه گاهت هنوز هم
در آسمان ابریم مانده یادگار
آمد به یاد من که از درد زندگی
حتی تو را چو خنده فراموش کرده ام
آن شعله های سرکش سوزان عشق را
در سینه گداخته خاموش کرده ام
چه حرفا آیدا جون و فراموشی!؟!![]()
![]()
![]()

نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 و ساعت 1:22
بر چهره ی زندگانی من
که بر آن
هر شیار
از اندوهی جانکاه حکایتی می کند
آیدا
لبخند آمرزشی ست
نخست
دیر زمانی در او نگریستم
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم
در پیرامون من
همه چیزی
به هیات او در آمده بود
آنگاه دانستم که مرا دیگر
ار او گریز نیست
این شعرا خیلی دوست دارم
.قبلا یکی برام گفته بود.حالا هم خودم واسه خودم نوشتم....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تولدم مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

مرسی از باران خوبم(دوست عزیزم)
خیلی ماهه![]()
حتما به بلاگش سر بزنید www.iran-devil.blogfa.com
نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:43
حکایت پروانه ها
شبش حکایت پروانهای که خسته و درمانده
پس از غروب دز آغوش زنبقی خفته
وصبح تازه او انبساط قلب زنی است
که رازهای فراوان عشق را گفته...
اصلا حوصله ندارم....
خیلی بدی... باهات غهرم

نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:27

امشب
آسمان را بگویم که امشب
یاسهای ره کهکشان را
بر سر رهگذارت فشاند
یک سبد لاله![]()
از تازه ترین باغ سزخ شفق
در نخستین سحرگاهی که چشمانت به رویم گشودی![]()
سعادت جون تولدت مبارک

![]()
![]()
![]()
نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 و ساعت 1:43
اسم شعرا یادم رفته:
تو بمان تنها با من تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من ....همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش
خیلی قشنگه خودم میدونم
.راستی سال ۸۵سال آرزوهاست
.من تجربه دارم![]()
![]()
![]()

نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 16:48
سلامی به شیرینی همه شیرینیای ۱۳ روز عید.![]()
هر کی اومد اینجا نظر بده بعد از اینکه آرزوی سلامتی کرد واسه من ![]()
.باید آرزوی امسالشا بنوسیه
وگرنه...((شب میام تو وب لاگش و میکشمش
))
ایشالا بخت همتون باز بشه
.فقط تو ازدواج نه تو خیلی چیزا...![]()

![]()
![]()
دلتون شاد.لبتون خندون ((سال نو مبارک))![]()
![]()
![]()

نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 0:49
ببرد از من قرار و طاقت و هوش
ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بنا گوش
چو پیراهن شوم اسوده خاطر
گرش همچون غبا گیرم در آغوش
اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرش از جانم فراموش
زمستون امسالم تموم شد
.کاشکی تموم نمیشد![]()
کاشکی همه روزا زمستونی
.همه دلا بهاری
.همه آدما پاییزی بودن(فقط
ماه آذر)![]()
بابا نوئل که ارزوما براورده نکرد
.حالا منتظر حاجی فیروزم!!!![]()
راستی شعره خیلی قشنگیه خودم میدونم ![]()
![]()
حرف آخر((دوست دارم فهیمه جونم))![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 و ساعت 0:28
شبی مجنون به لیلی گفت :
که ای محبوب زیبایم
تو را عاشق شود پیدا
ولی....
مجنون نخواهد شد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

شعره قشنگی بود خودم میدونم.![]()
![]()
![]()
![]()
نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در جمعه پنجم اسفند 1384 و ساعت 2:29
من تو را در ابر ها در باد یافتم![]()
در دل پاییز در چشم بهاران یافتم![]()
من تو را در لایه های عطر گل های بهار![]()
در میان ازدحام لاله زاران یافتم![]()
چشم هایت را که تصویری ست از شب های من![]()
در میان بغض و اندوه غباران یافتم![]()
خنده گرم تو را در غنچه های نیمه باز![]()
مستی چشم تو را در می گذاران یافتم![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فهیمه جونم دلم برات تنگ شده![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+۱۰۰۰۰۰میبوسمت
فهیمه جونم![]()
![]()
![]()
نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 و ساعت 2:47
نام
گل بود و سبزه بود و سرود و پرنده بود
در افتاب گرم شادی دهنده بود
بر اب و خاک باد بهشتی زنده بود.
در باغ بود کاجی پر شاخ و سهمگین .دستی به یادگار صد سال پیش از این.
بر ان درخت نامدو دلداده کنده بود![]()
پروانه و فریدون صد سال پیش از این
یک روز امدند در این باغ دلنشین
گل بود و سبزه بود و دل تند فرودین.خورشید گرد زرین می ریخت بر زمین
بر روی شاخه مرغک خوش رنگ می سرود:
((بنگر چگونه غنچه ناز دهن گشود.گلشن چه رنگ زیبا دارد به این تار و پود.سر تا سر هستی جاوید و نیست مرگ.به به چه دلکش است سرود نسیم و رود.))
پروانه می نشست به هر جا و می پرید.
زنبور شیره از لب گلبرگ می مکید
بر روی گل نسیم دل انگیز می وزید
پروانه و فریدون صد سال پیش از این
یک روز امدند در این باغ دل نشین
گفتند:((نیست جایی زیبا تر از زمین))
زیرا که سبزه بود و سرود و پرنده بود .درافتاب گرم بسی شادی دهنده بود
امروز زیر شاخه این کاج سهمناک
پروانه و فریدون گردیده اند خاک ![]()
رخسار زرد باغ پر از درد و رنج وباک ![]()
خورشیدنیست...گرمی شادی دهنده نیست...گل نیست...سبزه نیست...سرود و پرنده نیست
اما هنوز بر تنه کا سال دار
نام دو یار دیرین مانده یادگار ![]()
بالای کاج تندر در ابر اشکبار
.می غرد از ته دل:
((ای تیره اسمان!جز نام چیزه دیگر مانده در این جهان.یا نام نیز می رود از یاد روزگار)) ![]()
شعره خیلی قشنگیه خودم میدونم ![]()
راستی:
البته هومن باید از خداشم باشه که دوست خوبی مثل من داره
.ولی هومن داداشم هست نه... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

نویسنده : [ آیدا جون ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
copyright © aida68 All right reserved
This Template Designed by
Mehran Rostami Copyright © 2005
Pars Theme